|
صحت بکار بردن واژه ی دوست دارم ؟
این پست بواسطه درخواست آقای فرزاد م میباشد که خواستند دیگران از تجربه تلخ ایشان استفاده کنند .
سلام عزیزم خوبی خوشگلم چرا دیروز از حرفم ناراحت شدی باور کن به جان خودت که تو مهمترین فرد توی زندگیم هستی و می دونی که تا حالا کسی و به اندازه تو دوست نداشتم و نخواهم داشت هر چی گفتم به خاطر خودت بود ... ما قراره زندگیمونو با هم قسمت کنیم پس نباید از دست هم برنجیم ... جمله بالا خط اول از نا مه یک دختر خانم 23 ساله به نامزدشه که در اواسط دوران نامزدی که بیشتر از 7 ماه طول نکشیده و از طریق ایمیل برای آقا فرستاده حالا بخشهایی از آخرین نامه ای که این خانم به همون آقا داده بعد از 7 ماه میدونم که حالت خوب نیست اما نمی خوام کسی از دستم ناراحت باشه نمیدونم چی بگم فقط خودتو بزار جای من تو هم جای من بودی اینکارو میکردی مطمئن باش ما هردومون حق انتخاب داریم .... ببین تو خودت در نظر بگیر من و تو از نظر خیلی چیزا با هم فرق داریم من نمیگم ظاهرت بده نه اما من کمی سختگیرم ... من الان احساس قبلی رو بهت ندارم ... اره تو راست میگی یکی دیگه تو زندگی منه که خیلی دوسش دارم فکر میکنم تازه معنی دوست داشتن رو فهمیدم... در آخر واست آرزوی خوشبختی میکنم .. اگه ادعا میکنی که دوسم داری دیگه به خونمون زنگ نزن به گوشیمم زنگ نزن فراموشم کن منم فراموشت میکنم ... دوست دارم یعنی چه ؟ ما آدما تو زندگیمون این واژه رو خیلی جاها بکار میگیریم به عنوان مثال : من تو حیونا سگ و از همه بیشتر دوست دارم چون با وفا تره - من ماشینه بنز و بیشتر دوست دارم چون با کلاستره - من فلان غذارو بیشتر دوست دارم چون خوشمزه تره - من تو دوستام فلانی رو بیشتر دوست دارم چون خیلی با معرفته - من فلانجا دوست دارم خونه بخرم چون محیطش بهتره - من بابام و بیشتر از مامانم دوست دارم چون بیشتر درکم میکنه و ... وجه مشترک همه این دوست داشتن ها دارا بودن دلیلیست که باعث جدا شدن بخش دوست داشتنی از سایر بخشهای هم گروه خود می شود. همین وجه تمایزه که به انتخابهای ما شکل میده پس هر دوست داشتنی باید دلیلی داشته باشه حالا اگر کسی به شما گفت که دوستون داره شما بیشتر از اینکه به واژه دوست داشتن فکر کنید به دلیل بکار برده شدن آن واژه در مورد خودتون باید باندیشید که چه چیزی باعث شده که این خانم یا آقا به شما بگوید که دوستتون داره مطمئن باشید خیلی وقتها اگر جویای دلیل شوید یا به پاسخی نمیرسید یا اینکه حرفهای خنده دار وجالبی می شنوید چطور میشه وقتی یک نفر شما رو کامل نشناخته از شرایطی که دارید مطلع نیست حتی بعضی وقتها خودتم ندیده میادو به شما میگه خیلی دوست دارم . واقعا این دوست داشتن ماندگاره ؟ شاید هم ما خیلی ها رو دوست داشته باشیم که خودشون از این موضوع بی اطلاعند و هم اینکه خیلی ها هستند که ما رو دوست دارند و ما از این موضوع بی اطلاعیم اما اون کسی که ما رو کامل میشناسه و همه چیزو در مورد ما میدونه طبعیتا اگر روزی به ما بگه که دوست دارم اون دوست داشتن واقعیه . نه اینکه هر کی از راه میرسه بهش بیگیم دوست دارم بعده چند وقت مثل همین دوست عزیزی که واقعا احساساتش بازیچه همین یه واژه قرار گرفته همه چیزو فراموش کنیم و به یکی دیگه بریم بگیم دوست دارم. مگه دوست داشتن حرف کمیه ؟ زمانی که یک نفر به دیگری می گوید که دوست دارم مسئولیتی زیادی در رابطه آنها گذاشته می شود و این واژه خیلی با ارزش تر از اونچیزیست که ما ها فکر میکنیم چرا ندیده و نشناخته اونم به تعداد دفعات زیاد این واژه را بکار میگیرید . اما تو زندگی مشترک هر دو طرف تشنه شنیدن همین واژه هستند . حرفی با دختر خانمهایی که ... من که با توجه به ایمیلهای که دریافت میکنم میبینم رفتارهای برخی دختر خانمها واقعا شرم آوره ، حرفهای تکراری این خانمها واژه دوست داشتن رو یا معنیشو نمیدونند و فکر میکنند باید به جای واژه سلام از آن استفاده کنند یا اینکه خودشونو نشناختند . اینگونه افراد بهتره دوست داشتنشونو بذارن در کوزه و آبشو بخورند اگر در صحبتهام از خانمها دارم گله میکنم دلیلش ایمیلهای دریافتی از پسرانی با سنین 18 تا 25 ساله و از جمله تجربه تلخ شخصی خوده بندست که دل به همین حرفهای پوچ دختری خوش کردند و عاقبتشون مثل همین دوست عزیزی شده که الان دچار افسردگی شده . تا کجا میخواهید ادامه بدید من میدونم بعضی خانمها اگر فلان پسرو سر کار بزارند احساس غرور می کنند . واقعا چنین عمل شرم آوری جای غرور داره ؟ حرفی با آقا پسرها ساده نباشید به اولین حرف یه دختر توجه نکنید تا یکی اومد بهتون گفت دوست دارم دروازه های دلتون ور باز نکنید محکم باشید سعی کنید طرفتون رو بشناسید دلیلی دوست داشتنشو بپرسید قبل از ملاقات حضوری با هم تلفنی صحبت نکنید . توی چت کردن عاشق نشید شما از کجا میدنید اون کسی که اونطرف با شما چت میکنه همزمان با یکی دو نفر دیگه هم چت نمیکنه از کجا میدونید کیه زود اعتماد نکنید نذارید که ندیده و نشناخته وابسته بشید شرایط اجتماعی با این اوضاع و احوالی که در زمینه روابط دختر و پسر در جامعه میبینیم و می شنویم و متاسفانه بعضیها تجربه می کنند مهمترین فاکتور قبل از دوست داشتن و وابستگی و عاشق شدن پیدا کردن روشی برای شناخت یکدیگره آقا پسر دختر خانم اگر نیت شما ازدواجه باید خانواده ها تونو در جریان بگذراید همه روابط دوستی اولش قشنگه اولش خوبه پر از حرفهای زیبا و خلاصه رویائیست. اما دلیل بر این نیست که آخرشم به همین خوبی باشه که معمولا اکثر مواقع یک نفر بازنده می شود . هر رابطه باید حد و مرزی داشته باشه اگر واقعا دو نفر همدیگرو دوست داشته باشند به معنای واقعی هیچ جای نگرانی نیست اگرم یکی از دو طرف کمی تردید و نگرانی داشته باشه بهتره تا مطمئن نشده بیش از حد پیشروی نکنه و طرفشم از این موضوع مطلع کنه مطمئن باشید هر رفتاری که در قبال شخصی دیگر انجام بدهید چه خوب چه بد روزی با سودش باید پس بدید پس فکر اونروزم بکنید . همیشه در دوستیهایتون یه جایی برای جدائی بزارید و در دعواهاتون هم یه جایی برای بازگشت . سعی کردم خودمونی براتون بنویسم تا بهتر با نوشته هام ارتباط برقرار کنید . موفق باشید.
این مقاله بر گرفته شده از سایت asheghi4u می باشد و مقاله از علی سلطانی مجد می باشد مطالب برگرفته شده از وبلاگ http://asheghi4u.blogsky.com می باشد
نقش عوامل جسمانی و ژنتیکی در ازدواج
کی از عواملی که در ازدواج نقش مهمی دارد ، قیافه ظاهری و وضع جسمانی همسر می باشد. بعضی از قد بلند و اندام باریک خوششان می آید، عده ای چاق می پسندند و بالاخره بعضی از ابروی پیوسته و بینی کشیده و برخی از موی مجعد و چشم آبی و صورت گرد و تعدادی چانه باریک و اندام موزون می پسندند. با این که زیبایی ظاهری ممکن است دوام نداشته باشد و به زودی جای خود را به قیافه و وضع جدیدی بدهد ؛ معذالک فردی که می خواهد با کسی یک عمر زندگی کند ، باید از قیافه او خوشش بیاید. علاوه بر این، مسئله ژنتیک از نظر داشتن فرزندان سالم و باهوش از اهمیت زیادی برخوردار است. بعضی از مردان کوتاه قد زن بلند قد می گیرند که بچه های آنان قد کوتاه نشوند و عکس این حالت نیز ممکن است پیش بیاید. از طرفی ازدواج های فامیلی که احتمال تولد بچه های معلول و ناسالم و یا کودن و عقب مانده ذهنی در آنها زیادتر است ، مسئله ای است که باید مورد توجه قرار گیرد.
ازدواج و رابطه آن با قیافه ظاهری یکی از عواملی که پسر و دختر بدان توجه خاص دارند، قیافه ظاهری است. بعضی از پسران که خود قیافه نازیبایی دارند توجه خاص به دختران زیبا دارند؛ عکس این حالت نیز ممکن است اتفاق بیفتد. البته زیبایی و زشتی قراردادی است و از دیدگاه های مختلف فرق می کند؛ ولی آنچه مطلوب جامعه است معمولاً به صورت مُد مطرح می شود؛ مثلاً ممکن است زمانی اندام بلند و باریک برای دختران و قد بلند و چهارشانه برای مردان مُد روز شود و زمانی دیگر قد متوسط و اندام چاق برای دختران و قد بلند و اندام باریک برای پسران. بنابراین زیبایی پیرو مـُد می گردد و در صورت تطابق با مُد طالب بیشتری پیدا می کند. مسئله زیبایی ، خود بحث مفصلی دارد که در این مقوله نمی گنجد. به هر حال در ازدواج دیدگاه طرفین در پذیرش و اقناع یکدیگر از لحاظ وضعیت جسمانی مهم است. بحث مهم دیگر سلامت جسم ( از نظر بیماری و معلولیت) است. ممکن است مرد یا زنی معلول (مثلاً لـَنگ ، کر، کور ، بی دست) باشد یا به بیماری های قلبی ، کمردرد و غیره مبتلا باشد. در این موارد ممکن است ازدواج با معلول دیگر با وضع مشابه مشکلی ایجاد نکند؛ ولی چنانچه فرد سالمی بخواهد با فرد معلول یا بیمار ازدواج کند باید وضعیت بیمار با تمام خصوصیات برای طرف مقابل بازگو شود ، تا قبول ازدواج با آگاهی و بصیرت کامل انجام گیرد. در غیر این صورت پس از مدتی احتمال سرد شدن روابط و بالاخره از هم گسیختن خانواده می رود. نمونه هایی از ازدواج های ناموفق در این زمینه ذکر می شود: - بعضی از دختران و پسران شیفته وضعیت ظاهر طرف مقابل می شوند و سایر عوامل را نادیده می گیرند. این حالت نیز پس از مدتی که عوامل دیگر اهمیت خود را نشان می دهند و عامل زیبایی در مرحله بعد قرار می گیرد، خوشی و نشاط را از خانواده می گیرد و چه بسا که زندگی گرم و پرشور اولیه به سردی گراید. خطر دیگری که در مورد تکیه بر زیبایی وجود دارد آن است که زیبایی جنبه ثابت و دایمی ندارد؛ و می تواند در اثر یک حادثه و یا در طول زمان یا بر اثر وجود یک بیماری از بین برود و به زندگی شاد زناشویی آسیب برساند. مشکل دیگری که در زیبا رویان وجود دارد آن است که آنان ممکن است به اتکاء جمال خود ، از خود راضی و خودپسند بار آیند و چه بسا فرصت های مناسبی را که در ازدواج برای آنان پیش آید، از دست بدهند و یا در زندگی زناشویی زیبایی خود را به رخ همسر خویش بکشند و احیاناً او را تحقیر کنند و خود را در مرتبه بالاتری قرار دهند. این حالت ممکن است برای شوهر زجرآور باشد و زندگی را به سردی و ناشادی سوق دهد. مشاوره ازدواج در رابطه با عوامل جسمانی و ژنتیکی مراجعانی که در زمینه عوامل جسمانی و ژنتیکی به مشاور مراجعه می کنند، نمونه هایی از مسائل زیر را مطرح می کنند: - مردی با قیافه معمولی دختری بسیار زیبا را برای ازدواج در نظر می گیرد ، و دختر نیز با این وصلت موافق است. آیا این ازدواج پایا و عاقبت بخیر خواهد بود؟ - مردی قد بلند، زنی کوتاه قد انتخاب می کند؛ به این امید که بچه هایش متوسط القامه شوند. آیا این انتخاب با این هدف مناسب است؟ - دختری قد بلند، پسری کوتاه قد را برای ازدواج انتخاب می کند؛ تا او در برابرش احساس حقارت کند و دختر در خانه، تعیین کننده باشد. - پسری چاق در جستجوی ازدواج با دختری باریک اندام است؛ تا به آرزوی خود ( لاغری) در همسرش نایل گردد. - پسرعمو با دخترعمو و دخترخاله با پسرخاله به این اعتقاد که عقد فامیل های نزدیک در عرش بسته می شود، قصد ازدواج دارند. از نظر ژنتیک چه مشکلی وجود دارد؟ - دختر یا پسری که از نظر ارثی مرض قند دارد، قصد ازدواج دارند. آیا چنین انتخابی مناسب است؟ مشاور در مقابل موارد فوق چه باید بکند؟ هر یک از این موارد نیاز به بررسی دارد؛ بررسی از نظر شرایط و متقضیات و از نظر خصوصیات فردی. از این رو نمی توان برای همه آنها حکم واحدی صادر کرد. حکم عمومی درباره مشکلات انسانی نظیر پزشکی است که بیماران زیادی داشت ؛ آنها را دسته بندی کرد؛ به همه تب دارها، یک نسخه و به شکم دردها نسخه دیگری داد و خلاصه آن که همه بیماران را با پنج نسخه ویزیت کرد! در برابر هر یک از موارد مطروحه بالا باید به طور ویژه عمل نمود: - مردی که در قبال زیبایی بی حد زن آینده اش حساسیت دارد و چنین فکر می کند که این ازدواج به علت امتیاز زیبایی همسرش پایا و عاقبت به خیر خواهد بود : باید موضوع از جهات مختلف بررسی و با موارد موفق مشابه مقایسه شود تا در مراجع این حساسیت از بین برود و بتواند عاقلانه تصمیم بگیرد. - راجع به مردی قد بلند که زن کوتاه قد انتخاب کرده تا بچه هایشان متوسط القامه باشند : باید از او سؤال کرد که علم و اطلاع در زمینه این موضوع را از چه منبعی دریافت نموده است. وانگهی آیا هدفِ ازدواج ، داشتن بچه متوسط القامه است؟ - دختر قد بلندی که قصد دارد با پسر کوتاه قد به خاطر تسلط بر او ازدواج کند. آیا هدفش حاصل خواهد شد و اصولاً غرض از ازدواج "تسلط بر شوهر" است؟ مشاور باید این موارد را با مشارکت مراجعان از جهات مختلف بررسی کند تا آنها بتوانند با آگاهی ، تصمیم بگیرند. - در برابر پسر چاقی که می خواهد با دختری باریک اندام به خاطر ارضای آرزوهای خود ازدواج کند: مشاور باید با مراجع موضوع را ارزیابی کند و بگوید ارضای این آرزو چه نفعی برای او دارد. وانگهی این عمل چنانچه با رعایت جوانب دیگر انجام نشود، ممکن است زندگی وی را به تباهی بکشاند. - ازدواج پسرعمو با دخترعمو و دخترخاله با پسرخاله به علل ژنتیکی بهتر است انجام نگیرد ولی چنانچه عشق و عاشقی انجام امر را ضروری سازد ، باید قبل از ازدواج با مراجعه به یک متخصص، مشاوره ژنتیکی صورت گیرد و سپس مراجع تصمیم خود را بگیرد. - در مورد دختر یا پسری که مریض است، یا بیماری ارثی دارد: اولاً مشاور باید ببیند آیا بیماری او خطرناک است؟ ثانیاً این بیماری به بچه ها نیز منتقل می شود یا خیر؟ به هر حال بهتر است در مورد ازدواج چنین دختر و پسری بررسی پزشکی و تحقیقات لازم انجام گیرد. چنانچه بیماری برای خود فرد خطری نداشته و قابل انتقال به بچه ها نباشد؛ از نظر ازدواج مشکلی وجود نخواهد داشت. - نظر به این که قیافه ظاهری عاملی عینی است و زیبایی جاذبه بسیاری برای ازدواج دارد، بنابراین احتمال دارد که پسر یا دختر با عشق و علاقه افراطی، دیگر عوامل مؤثر در ازدواج را کنار بگذارند و تنها با توجه به زیبایی به سوی زناشویی کشیده شوند. در این موارد وظیفه مشاور آن است که با تشکیل جلسات مشاوره و بررسی های همه جانبه و مواجه کردن مراجع با ازدواج های مشابه ناموفق، عشق غیر واقعی وی را تعدیل نماید. چشم واقع بین را برای دیدن عوامل مختلف مؤثر در زناشویی، فعال نماید تا تصمیم گیری در انتخاب همسر، عاقلانه و با توجه به جهات مختلف انجام گیرد. ماحصل کلام آن که مشاور باید هر مورد را با مشارکت مراجع از جمیع جهات بررسی کند، با موارد دیگر مقایسه کند و نتایج کار را در هر اقدام پیش بینی نماید. تا بالاخره مراجع با کسب اطلاع و تفکر و بصیرت به تصمیم گیری مناسب نائل گردد مطالب برگرفته شده از وبلاگ http://asheghi4u.blogsky.com می باشد توصیه های ایمنی در شوهر داری
توصیههای ایمنی:
هرگز به تملق و دروغ و مکر متوسل نشوید. یک زن نیرنگباز نمیتواند با بهکارگیری دسیسه، عشق را در وجود شوهرش بیدار کند. بهمحض اینکه شما تصمیم گرفتید شوهرتان را همانگونه که هست بپذیرید، دیگر نباید درباره نقشتان بهعنوان مشاور اصلی او، نگران باشید. او نیازی به اندرز شما ندارد، بلکه او محتاج پذبرش و اعتماد شماست. با صداقت احساس خواهید کرد که فشار بار سنگینی از روی شانه شما برداشته میشود، اگر از فشاری که از روی شانه او نیز برداشته میشود، سخنی به میان نیاوریم. او شاید شروع به افشای افکار و اندیشههایش برای شما نماید و شاید حتی دقیقاً بههمان طریقی عمل کند که شما میخواستید! پذیرش شوهرتان نخستین گام در راه زنده کردن اوست و گامی است کارساز. این آزادی باعث میشود که بهصورت یک مرد کامل در آید. او توانایی بالقوه یک مرد کامل شدن را داراست، ولی تا وقتی که شما به او اجازه ندادهاید که او خودش باشد، قادر به رسیدن به آن مرحله نیست. او را بپذیرید، همانگونه که امروز هست. نقاط ضعف و قدرت او را بپذیرید. «شما شریک زندگی او هستید هم در روزهای خوش و شاد وهم در ناخوشیها و غمها، در داشتنها و نداشتنها، در دوران سخت بیماری و در زمان سلامت و توانایی ... این پیمان شرکت را از همین امروز در قلب خود امضاء کنید.» روان پزشکان بیان کردهاند که نیازهای اولیه یک مرد، علاوه بر یک عشق جنسی گرم و داغ، پذیرش و تحسین او از سوی همسرش میباشد. ما زنها باید این تفاوت مهم بین دو جنس زن و مرد را کاملاً بهخاطر بسپاریم. شوهر شما، نظیر بسیاری از مردان، از لحاظ عاطفی شاید به یک جام خالی بماند و شاید عاری از عواطف به نظر برسد که قادر نیست احساسات واقعیش را نسبت به شما ابراز کند. به خاطر بسپارید او در فرهنگی رشد کرده که به او یاد دادهاند (مرد هیچوقت نباید گریه کند). بنابراین او یاد گرفته که احساساتش را برای خودش نگاه دارد، در حقیقت آن را در خود خفه کند. آیا تاکنون احساس کردهاید که وقتی به شوهرتان میگویید که چقدر دوستش دارید او به اندازه کافی احساساتی نمیشود؟ اما به او بگویید «من تو را تحسین میکنم» ببینید که چه اتفاقی میافتد. اگر میخواهید او افکار و احساساتش را بیان کند، او را آزاد بگذارید، این کار را باید با پرکردن جام خالی وجود او با «تحسین شخصیت و کارهایش، آغاز کنید، زیرا جام وجود او باید ابتدا لبریز از احساس باشد تا قادر به انتقال احساس و افکارش شود و گرنه تا هنگامی که این نیاز روحیش برآورده نشده است، قادر نیست چیزی را به شما عرضه کند و هنگامی که جام وجودش لبریز شد، حدس بزنید که فوران احساساتش متوجه چه کسی خواهد شد؟ آری همان کسی که این جام را پر کرده است یعنی شما! باید به او احترام بگذارید. واژه احترام بنابر تعریف فرهنگ لغت، به معنای: «حفظ حرمت، تکریم شخصیت، ارج نهادن، ستایش و تمجید» است، نه تملق و چاپلوسی و تحقیر خود در برابر دیگری. به عنوان یک زن، شما آرزو دارید که مورد عشق و علاقه همسرتان باشید، درست میگویم؟ اما، شوهر شما بهعنوانی یک مرد، آرزو دارد که شما وی را تحسین کنید. زیرا این نخستین نیاز اوست. زنان، نقاط قوتی دارند که این نقاط قوت آنها نسبت به مردان بیشتر است. یکی از این نقاط قوت، همان حس رأفت، مهربانی و بخشندگی است، اصولاً طبیعت زن طوری است که بخشنده است. البته بعضی از زنان از این موضوع ناراحت هستند زیرا فکر میکنند که این امر موجب سوء استفاده مردان میشود. «محبت و احترام از مقوله نور و حرارت است و ابتدا کانون شروع آن را که یک قلب لطیف و پاک است روشن و گرم میکند و سپس پرتو آن بر وجـود دریافت کننده یعنی همـان کسـی که شما دوستش دارید میتابد. هیچکس برای چیزی که بهدست آورده است پاداشی دریافت نمیکند، بلکه، افتخار و پاداش نصیب کسانی میشود که کرداری بخشنده و ایثارگر دارند.» شما دقیقاً همان شخصی هستید که شوهرتان نیاز دارد احساس کند در نظر شما، فردی باارزش و قابل احترام است و در قلب شما جایگاه ویژهای دارد. با شما ازدواج کرد زیرا فکر میکرد که شما مناسبترین فرد برای زندگی با او در این دنیا هستید. ممکن است در دنیا بهترین پاداشها را دریافت کرده باشد، ولی بیش از آن او به حمایت و تحسین شما نیاز دارد. یک مرد برای احساس یک زندگی ارزشمند، نیاز به تحسین دارد، و گرنه انگیزههای لازم برای تلاش و رشد خود را در صحنههای مختلف حیات اجتماعی خویش از دست میدهد. در کنار هر مرد موفق و توانمندی یک زن شاداب و قوی قرار دارد که او را با تمام وجود دوست دارد و صادقانه او را تحسین مینماید مطالب برگرفته شده از وبلاگ http://asheghi4u.blogsky.com می باشد عـــشـــق مـــیــان دو فـــرد
عشـق مـیـان دو فـرد طــی چنـــدین مرحله متفاوت تکامل می یـابد که به مـنـظور بــقای عشق هر کدام ازاین مراحل اهمیت خاص خود را دارا میباشد این مراحل شامل: مجذوب شدن، دلربایی، هوس (اشتیاق مفرط)، صمیمیت و تعهد است
1- مرحله مجذوب شدن دلربایی خودخواهانه و دلربایی غیر خودخواهانه و با خلوص نیت. دلربایی خود خواهانه: هنگامی روی میدهد که شما اقدام به اعمال رمانتیک میزنید صرفا بمنظور منفعت شخصیی خودتان. مانند هدیه دادن برای تحت تاثیر قرار دادن شریک خود. در واقع شما دلربایی را بعنوان یک آلت و به عنوان معامله بکار میبرید. دلربایی خالصانه:هنگامی روی میدهد که شما تنها برای دلخوشی و لذت شریکتان دست به اعمال رمانتیک میزنید. شما نیز تنها از خوشحالی و لذت شریک خود ابراز خوشنودی میکنید. مطالب برگرفته شده از وبلاگ http://asheghi4u.blogsky.com می باشد روشهای عذرخواهی
وضعیت اینگونه می باشد: سکوت، جوابهای سـربـالا، درب قفل شده اتاق خواب، پریشـان خـاطـری، در ایـن شرایط میخواهید موی سر خود را بکنید، رک بگوییـم، دیگر فکری بنظرتان نمیرسد و نمی دانید چه بکنید.
عذرخواهی از همسر یا نامـزدتان ممکن است مشکل بنظر برسد بخصوص زمانی که بر سر موضوعی با هم چندین بار مخالفت کرده باشید. ممکن اسـت در خـود توان گفتن "متاسفم" را نبینید و شاید هم هرکاری را که فکر میکردید به او میفهماند از کرده خود پشـیـمـان هستید را انجام داده اید. در این قسمت چندین روش جهت عذرخواهی مطرح شده است که تـوسـط حـل و فصل نمودن اختلافات و عبرت گرفتن از تجارب به قضیه خاتمه خواهد داد. 1- انتقاد را با گشاده رویی بپذیرید گوش دادن به حرفهای همسرتان یک موضوع مهم برای پایان دادن به جر و بحث بشمار میرود. مجادله هایی که هر دوی شما تصور میکنید، حق با شما است و مشکل مربوط به هر جفتتان می باشد. این بـخصوص زمانی صدق می کند که قبلا" نیز مکررا" بر سر موضوع فعلی بحث کرده باشید. وقتی وی از شما انتقاد میکند، کمربندتان را از رو نبندید. اینطور نشان دهید که حرف او را می فهمید، همانگونه که انتظار دارید هنگامیکه شما صحبت می کنید، او نیز متـوجه منظورتان شود. باز فکر کنید، نظر خودتان را بدهید، ایده او را لحاظ نموده و جلو روید. 2- آنتراک دهید در اوج یک مجادله، فشار خونتان بالا میرود، تپش قلبتان بیشتر میشود، و ممکن اسـت چیزهای بگویید که لزوما" از بیان آنها منظوری ندارید. همیشه به "مکانی خـلوت" نـیـاز دارید که در آن از هم جدا شده، آرام گرفته و افکار خود را جمع نمایید. البته هنـگامیـکه خیلی عصبانی هستید، از ماشینتان به عنوان یکی از آن مکان ها استفاده نکنید. سعی نمایید کمی قدم زده و یا بدوید. یا به آشپزخانه رفته کمی از ظـروف نشـسـته را بشویید. انرژی خود را معطوف فعالیتهای مفیدتر و سودمند تر کنیــد و در عیـن حـال بـه همسر خود مقداری فرصت دهید تا با خودش تنها باشد. برگشتن به بـحـث و مـجـادلـه بعد از یک استراحت کوتاه باعث می شـود در مورد مـوضوع با دیدی باز تر و فکری آزاد تر نگریسته و امیدی بیشتری برای رسیدن به یک نـتـیـجه عـملی و منطقی در شما ایجاد شود. 3- گذشته را یادآوری نکنید اگر می خواهید به نیتی در آینده دست پیدا کنید، با پیش کشیدن گذشته ها به هیـچ کجـا نخواهید رسید. مهم نیست که او بار آخر فلان چیز را گفته و یا شما چه گفتید. با هم عهد کنید که گذشته ها گذشته. بچیزی اکنون در حال روی دادن است توجه کنید. آتش آور معرکه شدن راهـی به جـایی نخواهد برد. با فراموش کردن گذشته زود تر به توافق خواهید رسید. 4- دست یازی نمایید اگر به آرامی در مورد موضوعی بحث میکنید و همسرتان به یکباره صدایش را بالا برده و از کـوره در رفـت، کـافی است به طرفش رفته و او را نوازش کنید. دست خود را به آرامی در دستان او قرار دهید. بگذارید بفهمد که این فقط یک مجادله بی اهمیت است و شمـا برای شنیدن صحبتهای او در کنارش هستید. بعلاوه نوازش نشان دهنده این اسـت کـه شما به او اهمیت داده و دشمن او نمی باشید. توجه: او را بگونه ای جنسی نوازش نکنید. 5- جوی رسانا جهت ارتباط ایجاد کنید در حالیکه او به حالت قهر به اتاق خواب میرود، چند عدد شمع روشن کـرده، یک نوشابه باز نموده، چند بالش روی زمین انداخته و از همسرتان بخواهید برای بحث و گفتگـو نزد شما بیاید. او اتاقی را که با سوسو زدن شعله های لطیف شمع روشـن مـی شـود را محلی مناسب برای تبادل نظر و اندیشه یافته و از حالت تدافعیش کاسته خواهد شد. محیط اطراف تاثیر مستقیمی روی احساسات ما دارد. عصبـانـیـت یـک احـساس خشن است اما با مراقبت همراه با توجه محبت آمیز، همیشه میتوان آرا کنترل نمود. 6- مشکلترین کلمه را بزبان آورید یک عذرخواهی واقعی میتواند یکی از دشوارترین پیشنهاداتی باشدکه ما ارائه مـیکنیم. برخلاف تصور عموم، همه افراد قادر به زبان آوردن این کلمه 6 حرفی بوده و تا بحال هیچ کسی بعد از گفتن آن غش نکرده است. می توانید پیش از اینکه تسلیم شده و بگویید "متـاسـفـم"، به بحث و جدل ادامه دهید اما بهتر است با بیان این کلمه آب را روی آتش ریخته و خیلی سریعتر قائله را ختم دهید. تقصیر را نباید فقط به گردن آقایان انداخت. گاهی اوقات خانها نیز میـخـواهـند فـقط حرف خودشان را به کرسی بنشانند. اما تا زمانیکه نتوانید کوتاه آمده و عذرخواهـی نمایـیـد، بخصوص هنگامیکه برایتان دشوار است، نمی توان گفت که انسانی اعتذاری میباشی 7- جمله ای دلپذیر به او بگویید یک مجادله مـیتـواند بسیار خسته کنده بوده و اثرات احسـاسـی سـوئی را بطور موقتی به همراه داشته باشد. با اینکه باید روشن و صادق بود، گاهی اوقات ابراز حقیقت باعث بروز صدمه میگردد. بعد از مجادله و جر و بحثی طولانی، وقت کوتاهی را اختصاص دهید به اینکه به یکدیگر یادآوری کنید که آن فقط یک اختلاف نظر معمولی بوده و اگر چه ممکن است برخی از عقاید همسرتان باعث اذیت و آزاد شـما شـود، امـا در عـوض بسیاری از محاسـن دیگر وی را مانند خوش مشربی او، عشقش به فرزندانتان یا جدیتش، دوست دارید. در اینصورت همسر شما نیز به احتمال زیاد دست به مقابله بمثل خواهد زد. گاهی اوقات فراموش کردن حرفهای آزار دهـنده کسی که دوستش دارید مشکل به نـظر میرسد. اما اگر چیزی قابل تعریف را با آن بیامیزید، روبرو شدن با مسئله بسیار آسان تر خواهد شد. 8- بگویید که دوستش دارید بسیار تاکید می کنیم- همیشه، همیشه، همیشه هنگامی کـه مـی خواهید به حالت آشتی و صلح برگردید به همسرتان بگویـیـد کـه دوسـتـش دارید. اطـمیـنـان دادن ایـنـکـه احساس شما نسبت به همسرتان هیچگاه و تحت هیچ شرایطی تغییر نخواهد کرد، در دست یابی به یک نتیجه صلح آمیز و ماندنی نقش بسیار با اهمیتی خواهد داشت. 9- برای عصر برنامه ریزی کنید بعد از ایـنـکه در خـانه اوضـاع آرام شـد، برای آزاد شدن فکـرتان از مجادله بـرای انجام یک فعالیت تفریحی آماده شوید. اگـر هـمـسـرتـان قبـلا بـرای رزرو بـلیـط سیـنــما و یا گرفتن تاکسی اقدام می کرد، این بار شما پیـش دستـی نموده و این کارها را انجام دهیـد. او تحث تاثیر این اعمال نو ظهور شما قرار خوهد گرفت و این به شما فرصتی می دهـد تـا بتوانید از این تغییر رفتاری لذت ببرید. ممکن است زمانی توسط همسرتان "آدمی تنبل و نامرتب" مورد خـطاب قرار گرفـتــه و سریعا" نیز این موضوع را فراموش نموده باشید. اما در مورد زنان وضعیت متفاوت است آنها بسیار سخت می تـوانـنـد سخنی که برایشان گران تمام شده است را از ذهنشان خارج نمایند. با پیشقدمی در پیشنهاد دادن یک فعالیت تفریحی، بخصوص بـعد از جــر و بحث، نتنها ذهن خود را مشغول موضوعی دیگر میکنید، بلکه به همسرتان میـفـهمانید که هنوز هم دوست دارید وقتتان را با او بگذرانید. ببخشایید، اما همیشه فراموش نکنید عذرخواهی تنها به ایـن مـعنا نـیست کـه بـگویید متـاسفید و آن اتفاق را برای همیشـه فراموش کنید. در حقیقت، فراموشی باعث می گـردد کـه مسئـله مـورد نـظـر مسـتـعـد بازگشت و سرایت دوباره به رابطه تان شود. با وقـت گـذاشـتـن بـرای بـحـث و گـفـتـگوی منطقی و آزادانه در مورد مشکلات، در عین حالی که میـدانـید طرف مقابلتان را دوست دارید، خواهید توانست اختلاف نظرها را تـبـدیل به وسـیـله ای بـرای پیـشـرفت و ابـزاری آموزنده گردانید. بیاد داشته باشید که همسرتان بهترین دوسـت شـما اسـت. از خـود بپـرسید: آیا طـرز رفتار یا صحبت من با یک دوست اینگونه باید باشد؟ آنگاه درآینده به اختلافات بگونـه ای دیگر خواهید نگریست. مطالب برگرفته شده از وبلاگ http://asheghi4u.blogsky.com می باشد 5 اشتباه بزرگ مردان در اولین ملاقات
با کلی امید و آروز به خواستگاری دختر رویاهایتان رفته و پس از تشریفات و مراسمات فراوان تصمیم به ملاقات او میگیرید. قرار را تنظیم کرده و با اشتیاق فراوان در روز تعیین شده به سراغش میروید. ولی در هـمان لحـظات ابتدایی متوجه تغییر ناگهانی در طرز برخورد او نسـبـت به خود میشود.
ممکن است هرچه بافته اید پنبه شده باشد. اما چـرا؟ متاسفانه برخی از افراد تـا مـحـوطـه هـجده قـدم خـوب جلو میروند ولی در ضربه نهایی مرتکب اشتباه شـده و همه تلاشها را بر باد میدهند. در این قسمت پنج اشتباه بزرگی که مردان هنگام ملاقات اولیه شریک زندگی آینده خود مرتکب میشوند را میخوانید. 1- او را لمس نکنید چه از لحاظ شرعی و چه از لـحاظ اجـتـماعی نباید تا زمانیکه با همسر آینده خود محرم نشده اید او را لمس نمایید.سعی نکنید دست او را بگیرید و یا چسبیده به او بنشینید. برخی مردان به اشتباه تصور می کنند که لمـس کردن باعـث روشـن شـدن موتـور طرف مقابل شـده و وی نـیـز همان کار را انجام خواهد داد. در حالی که برعکس این مسئـله درست میباشد. هرقدر بیشتر سعی کنیـد دسـت او بـگیرید، بـه همان اندازه تمایل وی برای گرفتن دست شما کمتر خواهد شد. یک مرد عاقل خودش را کنار کشیده و به همسرش اجازه میـدهد که در صورت تمـایلـش دسـت او را بـگیرد. بـه ایـن تـرتیب انسانی باکلاس و متشخص در نظر وی جلوه خواهید کرد. 2- درباره زنان دیگر صحبت نکنید درمورد همسر یا نامزد قبلی خود حرف نزنید. در مورد دختر شگفت آوری که روزی خیال ازدواج با او را داشتید و در رویاهای خود او را می پروراندید، سختی به میان نیاورید. فکر کنید. وقتی زنی از مرد دیگر پیش شما تعریف میکند، دچار پریـشان حالـی مـی شوید. فضای اولین دیدار خود را با همسر آینده تان با صحبت نکردن درباره زنان دیگر رومانتـیـک و جذاب نگاه دارید. ۳-فخر فروشی نکنید همه زنان بارها و بارها شندیده اند، صدها و یا هزاران مرتبه.هرقدر بیشتر به لاف زدن و بالیدن به خود بپردازید، از جذابـیت کـمـتـری بـرخوردار خـواهیـد گشت. اجازه دهید او به تدریج به محاسن شما پی ببرد.بجای بیان قابلیتهای خود برای تحت تاثیر گذاشتن وی، بگذارید شما را به عنوان انسانی مبهم و اسرار آمیز که نمی تـواند درکـش کـنـد، تجربه نماید. این عمل باعث خواهد شد که او میزان علاقه اش برای خبردار شدن از وضعیتهای گوناگون شما از قبیل شرایط پولی، ورزشی، کاری و غیره افزایش چشمگیری بیاید. 4- گفتگو را ملایم و مثبت نگاهدارید برخی اوقات مردان بدون فکر کردن و حتی بدو ن اینکه بدانند چه کار میـکنند، صحـبت را به موضوعاتی سـنگین و منفی می کشانند. هیچ دلیل مفید و سازنده ای بـرای اینـکار وجود نداشته و تنها باعث از بین بردن لطف گفتگو و کاهش اشتیاق طرف مقابل خواهد شد. این کاری روماتیک نیست! در مـورد تـروریسم، ویـروس سارس و یا اینکه مدیر شما آدم بداخلاقی است،صحبت نکنید.جزئیات دلایل جدا شدن از همسر یا نامزد قبلی خود را بازگو ننمایید. موضوعات سنگین را کنار بگذارید! 5- در مورد مسائل جنسی صحبت نکنید زنان از شنیدن صـحبـتهای جنسی متنفرند. برخی از مردان اینکار را انجام میدهند ولی شما قرار نـیـست بـه ایـن عـمـل مـبـادرت ورزیـد چون می خواهید متفاوت باشید. مایل نیستید از طریق گفتن اینکه چقدر به مسائل جنسی اهمیت میدهید او را تـحـت تاثـیـر قرار دهید. دوسـت ندارید به برخی چیزها تلویحا" اشاره کنید تا این تصور را در او بوجود آورد که میتوانید قهرمان رویاهای جنسی او باشید. خیر. شما میخواهید آرام و با کلاس باشید. اگر در ملاقات آغازین با شریک آینده زندگی خود مسائل جنسی را پیش بکشید در حقیقت به میزان احساس راحتی و آرامش او حمله خواهید کرد. حرفی که زنان نباید به شوهرانشان بزنند!
من می دانم که شما الان در حال فکر کردن به چه چیزی هستید. اینکه زوجهای ازدواج کرده نباید هیچ رازی را داشته باشند و باید همه چیز را با شوهرشان در میان بگذارند اما به اعتقاد من این حرف تنها مزخرفی بیش نیست! چیزهایی وجود دارد که قطعاٌ شما نباید آن را با همسرتان در میان بگذارید.باید دهنتان را ببندید و حرف نزنید.مهم نیست که در چه شرایطی باشید و در چه وضعیتی . جمله بزرگی رو بخاطر می آورم که بحق می گفت : چیزی را که نمی داند وی را نخواهد نرنجاند!
هرگز در مورد مادر وی چیزی بر زبان نیارید . مهم نیست که وی آدم بدی است یا آدم خوبی . این قانون طلایی را بیاد بسپارید که دهانتان را چفت کنید! این کاملا قابل پیش بینی است که شما بدلایلی از مادر شوهرتان خاطره جالبی ندارید و میبینید که همسرتان یک روز در حال حرف زدن در باره وی است.اینکه چقدر زن شریف ، با ارزش و دارای فلان خصلتهاست. روز دیگر ببینید که همسرتان مدام در حال بد و بیراه گفتن به وی می باشد و اینکه وی چقدر خود خواه و رذل است! اینجا جایی است که ممکن است شما به اشتباه با عصبانیت وی همراهی کنید و در نتیجه پرونده خود را باطل کنید! به هوش باشید . هرچه شد فقط زبانتان را ببرید! او می تواند هرچه که می خواهد در مورد مادرش بگوید . تعریف یا بد و بیراه ! به شما مربوط نیست! سعی کنید نظراتتان را برای دوستان یا کسان دیگری که با آنها نیز ارتباط عاطفی و روانی دارید نگه دارید . اعتماد داشته باشید که کار غلطی نمی کنید! با نزدیکترین دوست همسرتان خودمانی نشوید! مهم نیست که وی چقدر دوست خوبی است و یا فرد قابل اعتمادی. حریم خود را حفظ کنید.گاهی بعضی از شوخی ها در حریم های خانوادگی چیز جالبی نیست اما همان شوخی در حریم دوستی کاملا هم چیز جالبی است! بگذارید همه چیز حد و مرز خود را داشته باشد. هرگز در مورد روابط جنسی که در گذشته و قبل از ازدواج داشتید حرف نزنید! خب ، من فکر می کنم که این رسم دخترها هست که بر خلاف پسرها که عادت دارند یک کار را صد جا تعریف کنند ، آنها صد کار را یک جا هم تعریف نمی کنند! اما به هر حال این را هم باید گفت.هرگز در مورد این مسائل سخنرانی نکنید.اگرچه که در حد اطلاع وی باید از گذشته شما با خبر باشد اما این ماکزیمم حد اطلاع وی باید باشد! نه بیشتر ! اگر شما مشروب خور حرفه ای بودید یا 10 تا پسر را تا لب برکه تشنه می بردید و بر میگردانید و یا هر کسی که بوده اید به یاد داشته باشید که : " اصلاٌ مهم نیست که بودید! " من برای همسرم کاملا شرح خواهم داد که برایم اهمیتی ندارد که چه کرده و که بوده. از این لحظه که متعهد می شود به محض اینکه بفهمم وی کوچکترین قدم نامربوطی برداشته بلافاصله از وی جدا خواهم شد ، بچه ها را به وی خواهم سپرد ، و دیگر من را نخواهد دید! به تجربه بنظر هم میرسد که این کلام کاملا هم موثر بوده است! اما گذشته از شوخی شما باید از خود بپرسید که رابطه جدی و زناشویی با صداقت شما ، در این زمینه چه سودی خواهد برد؟ آیا اعترافات صادقانه شما نفعی هم خواهد داشت یا اینکه فقط فکر میکنید همسر شما از صداقت شما به نیت پاک شما پی میبرد؟ اصلا اینطور نیست! برای همین منظور بهتر است ساکت باشید! هرگز به وی نگویید که فلان دوست شما زیر سرش بلند شده است! این بحث زنانه را برای خودتان و دوستانتان نگه دارید. این مسئله را اصلا علنی نکنید. شما همانطور که در مرحله قبل دیدید باید عمل کنید و از هر چنین چیزی باید فرار کنید و نشان دهید که چنین کاری بسیار نا مناسب است. اینکه بخواهید ماجرایی را برای وی تعریف کنید تا به وی بفهمانید شما چقدر شخصیت سالمی دارید و وی باید قدر شما را بداند چیزیست که در مغز شما می گذرد. در مغز یک مرد تنها این نکته است که چه باعث شده که همسر این دوست من اختیارش را از دست بدهد؟ وی چه نداشته که دوست پسر جدیدش دارد؟ آیا من هم آن را دارم؟ نکند دوست همسرم بخواهد همسرم را هم متوجه فقدان آن در من کند؟. حالا بشینید 30 سال توضیح بدید! فایده نخواهد داشت. از طرف دیگر خدا بداد دعواهای شما و موشکهایی که وی بطرف شما پرتاب خواهد کرد برسد! هرگز و هرگز به وی نگویید که وی به اندازه ای که قبلا در رابطه جنسی قدرت داشته نیست! تاپانچه ای بروی شقیقه خود بگذارید و هر وقت خواستید این جمله را بگید ماشه آن را بچکانید! عزیز من ، واقعا باید بدانید که اگر حرف جالبی برای زدن ندارید بهتر است اصلا حرف نزنید! با این جمله وی را براحتی 10 سال پیرتر خواهید کرد . مسلما اگر می خواهید وی را بکشید و از وی انتقام بگیرید این راه خوبی است اما اگر صرفا از وی دلخورید ولی وی را دوست دارید زبانتان را گاز بگیرید ! این جمله بمانند این است که وی را در خواب آرام بعد از ظهری خود ، با بنزین به آتش بکشید!! وی برای همیشه از شما دلخور خواهد بود. هرگز چیزی نگویید که احساس کند نسبت به جریانات شغلی وی ناراضی هستید! " قانون هر غلطی میکنی بکن ! من بهت اطمینان دارم ! " این یکی از اشکالاتیست که اکثر زنان میکنند. خارج ازغرغر های آنها در مورد کار همسرشان ، وی وقتی از سر کار به خانه بر میگردد بهش بدجور پیله می کنند! می خواهند بدانند که چه شده که همسرشان اینقدر خسته و عصبانی است! مدام سوال می کنند و توضیح می خواهند و سعی می کنند که ماجرا را منطقی ارزیابی کنند و مدام جواب به هر خط شکایت همسر می دهند.سعی می کنند به وی حالی کنند که طرف وی هستند اما وی باید آرام باشد! بسیار ساده در روزهای بعد موقع دعوا اعلام می کنند که تو انتظار داری که مردم بدانند تو چه هستی ولی تو خودت هنوز نمی دانی که چه هستی و چه می خواهی! من اما می دانم که تو فلان و فلان هستی.غر میزنی ، فکر می کنی خیلی می فهمی و و و و .... وی از خود دفاع خواهد کرد و خواهد گقت که من فکر می کردم تو به من اطمینان داری! و شما هم می خواهید گندتان را درست کنید و می گویید البته که دارم اما فلان و فلان! بعد از کلمه اما دیگر توضیح شما معنی نخواهد داشت! شما کار را خراب کرده اید! کسی نیست که بشما حالی کند که شما قرار نیست منشی وی باشید بلکه قرار است همسر وی باشید.قرار نیست چون زندگی کاری وی بشما هم ربط دارد در آن دخالت کنید و مسولیتی که با وی است را بررسی کنید! هرگز به وی نگویید از وی طلاق خواهید گرفت مگر اینکه فلان کار را انجام دهد! مثل احمقها مدام همسر خود را تهدید به طلاق نکنید . به وی به اشتباه نخورانید که یک پای شما همیشه بیرون در است! ساک شما همیشه بسته است! خانه مادر شما همیشه هست! و بدتر اینکه بدانید دارید بلوف میزنید و یک لحظه بدون وی زنده نمی مانید! دفعه بعد که خواستید فریاد بزنید از جلوی چشم من دور شو ! دیگه نمی خواهم ببینمت! یک لحظه خود را کنترل کنید و کلمه را در دهانتان بخشکانید. اگر این کار را نکردید البته ممکن است جواب بشنوید که وی جایی نمی رود و این دیوونه بازی هاچیست ، اما این دست رو تو دادن خاصیت همیشگی مردان نیست. بی جهت زندگی را با دری وری مشوش نکنید.مردی که بداند همیشه احتمالی وجود دارد که به خانه بیاید و شما در آن نباشید هرگز بشما واقعا لطف نمی کند! هرگز نگویید که شما بیشتر از وی حقوق میگیرید ! چه می خواهید بکنید؟ چطور است اصلا دریل را برداریم و مغزش را سوراخ کنیم؟ ها ؟! یادتان باشد 3 اصل مهم در مورد پول و مسائل مالی اینهاست : پول شما و پول وی ندارد - اما پول شما و وی از هم جدا باشد! پول " من " در کلمات بکار نبرید نگویید "اگه پول کم داری من دارم! " " می خواهد ماشین بخرد یا فرضا خونه . بعد راه می افتید دور میزنید دور ماشین حسابش و فضولی میکنید و آخرش می گویید این مقدار بهش می دید! این غلطه! برید و وقتی میبینین که داره موهاش رو می کشه و فکر میکنه با فنجان چای خودتان ریلکس بشنین کنارش و بگید که " منم یه مقدار پس انداز دارم - نمی دونم چقدر دقیقا - ولی شماره کارتم رو بهت میدم ببین میتونه اینم کمکی کنه ؟ " اما کاری نکنین برعکس این هم! یعنی اینقدر بی خیال نشون بدید که نتیجه بدتر داشته باشه! سعی کنید لحظه را دریابید ! به عشقهای جوانی خود اعتراف نکنید! ساده و روشن ! می دانید چرا ؟ حرفهای تلخ درمورد شناخت دختران ، ازدواج و ...
چند وقتی بود داشتم روی پرونده های مشاورین همکار تحقیق می کردم اینبار راجع به وعده های دختران به پسران قبل از ازدواج به نکات جالبی برخوردم شاید این مقاله مورد پسند خانمها نباشه اما خواهشن جبه گیری نکنید و فکر نکنید که این مقاله ربطی به جنسیت من داره پرونده ها به صورت مکتوب موجوده شک داشتید تماس بگیرید براتون ارسال می کنم .
این تحقیق بر روی دختران سنین 18 تا 24 سال انجام شد . خب وجه تشابه همه پرونده ها این بود که نباید اولین حرفی که از هر دختری می شونید که در مورد شما می گوید توجه کنید مثلا اگر همون ماه اول در اومد گفت عزیزم دوست دارم فاتحه اون رابطه رو بخونید چون اون دوست داشتنی که در عرض 1 ماه پیش بیاد آخر عاقبتش پیداست دوم اینکه دختران در این سنین کمتر به تعهدات خود عمل میکنند و اکثرا موقعیتهای مختلفی که براشون پیش میادو امتحان میکنند مسئله جالبی که وجود داشت از بین 1100 پرونده موجود در زمینه بی وفائی و خیانت فقط 260 پرونده موجود بود که در آن پسر ، دختر را ترک کرده بود و به عهدو پیمان خود عمل نکرده بود حدود 140 یا 150 پرونده هم دو طرف یا توافقا یا برحسب شرایط از هم جدا شده بودند و حدود 700 پرونده موجود بود که دختر خانمها پس از مدتی عهدو پیمان خودرا فراموش کرده بودند مثلا مواردی که زیاد بودند از این دسته بودند که آقا به خاطر فراهم کردن شرایط نظام وظیفه یا اشتغال یا تحصیل یا تهییه مسکن سه چهار سالی باید میرفت تا شراییط مذکور را محیا سازد و وبه امید حرفهای دختر خانم که قرار بوده این چند سال منتظر ایشون بمونند اما زمانی که بر میگرده میبینه ای بابا خانم شوهر کرده و حتی صاحب فرزند هم شده خانواده ها هم که می گفتند شما که تعهدی به هم نداشتید و از این بهانه ها پس اون آقایونی که نمیدونم در قالب دوستی یا هر رابطه ای دیگه ای با دختر خانمی قرارا مدار میذارن در جریان این آمار باشند کما اینکه شخصا چندین ایمیل در اینباره داشتم البته بر عکسشم صادق بوده . اما دخترانی که در سنین بیش از 25 سال هستند رو بیشتر میشه به حرفهاشون اعتماد کرد . البته مسلما اون دختر خانم زمانی که به اون آقا پسر میگه منتظرت میمونم واقعا نظرش اینه که منتظر بمونه اما خب نو که بیاد به بازار کهنه میشه دلآزار یا به نوعی از یاد رود هر آنکه از دیده رود . پس زیاد روی حرفهای دختر خانمها تو این سنین ( 18 تا 24 سال) نمیشه حساب باز کرد چون بیشتر انتخابهاشون بر اساس احساساته نکته بعدی اینکه اگر عهدو پیمانی با هم دارید بهتره خانواده ها در جریان باشند . من قصد ندارم کسی با خواندن این مقاله دلهره و استرس به جانش بافتد و صرفا آماری که برحسب تحقیقات دو دوست بود را در این پایگاه درج کردم . آنچه مسلم است است اینه که پسرها در هر سنی می توانندبرای خود موقعیت ایجاد کنند حتی با هر کسی اما دختر خانمها فاقد این امتیاز هستند مسئله بعدی در این مقاله تاثیرات خانواده بر روی انتخابهای جوانان میباشد که بعضی وقتها این اثر گذاری مثبته و متاسفانه به علت برخی ناهنجاریهای و بی اعتمادیها و بدبینیها تاثیرات منفی از خانواده بر انتخابهای جوانان آثار زیانباری به جا می گذارد . مهمترین رکن موجود در هر رابطه اعتماد دو طرفه میباشد مسئله بعدی اینکه آقایون اگر نمیتوانند با این مسئله کنار بیایند بهتره اول شرایط خود را آماده سازند به عنوان مثال دارا بودن شغل مناسب یکی از شروط هر خانواده ای میباشد اینکه شما دانشجو هستید و برای ازدواج اقدام کنید به امید اینکه حالا بعده اخذ مدرک وارد بازار کار شوید با شرایط فعلی همخونی ندارد مگر اینکه شغل ازاد داشته باشید یا اینکه از نعمت داشتن پدری پولدار برخوردار باشید که خب البته داشتن پدر پولدار خوبه اما وابستگی مادی به دیگران خوشایند اکثر دختران عاقل به دنبال کسی هستند که کم داشته باشه اما وابستگی مالی به کسی نداشته باشه شما که نمی تونید تا آخر عمر آویزون جیب پدرتون باشید ؟ دخترها بیشتر ترجیح می دهند کسی را انتخاب کنند که بتواند رو ی توانایی های خود حساب باز کند و گرنه چگونه میتوان روی همچین همسری تکیه زد . مسئله بعدی که آقایون باید به آن توجه داشته باشند اینکه کسی رو انتخاب کنید که شرایط شما را آنگونه که هستید بپذیرد و شما را به خاطر شخصیتی که دارید و به خاطر کارهایی که کردید یا احیانا نکردید شما را انتخاب کنند . مثلا اگر شما دیپلم دارید اگر واقعا نمیتونید ادامه تحصیل بدید همسری انتخاب کنید که شما رو با داشتن همین مدرک بپذیرد نه اینکه شما را وادرا کند 4 سال برید دانشگاه و بعدا بر گردید خب شما اگر میخواستید برید دانشگاه که مسلما تا حالا رفته بودید . مگر اینکه از قبل تصمیم به دانشگاه رفتن داشتید اما شرایطش فراهم نبوده . زیادم نگران نباشید و عجولانه تصمیم نگیرید در حال حاضر تا چند سال آینده دختر برای انتخاب همسر در جامعه فراوان است فعلا این خانمها هستند که از این نظر با مشکل روبرو هستند . اما دومین شرطی که همه پسرها بعد از مشخص بودن اشتغال باید داشته باشند وضعیت نظام وظیفه میباشد که هر چقدرم ازش فرار کنید آخرش یه روز گیر کارت معافیت یا پایان خدمت خواهید افتاد . من مختصرا جاهایی که کارت پایان خدمت یا معافیت نیاز دارند را مطرح میکنم تا کمی با این مسئله بیشتر آگاه شوید : هرگونه نقل و انتقالی که در محضر صورت میگیرد یعنی اگر کارت پایان خدمت نداشته باشید نه چیزی به نا متون میشه نا میتونید چیزی به نام کسی کنید به جز خرید اتومبیل صفر به شرطی که قصد فروش نداشته باشید یا خرید تلفن همراه . اما خرید مسکن ، خرید زمین ، وکالت نامه ، استخدام در مراکز دولتی ، اخذ مجوز تاسیس شرکت و ... نیاز به کارت پایان خدمت دارد پس این قضیه هم تکلیفشو مشخص کنید این هم در نظر داشته باشید همه مامورین انتظامی ، سپاه ، ارتش و بسیج میتوانند از شما بدون دلیل کارت پایان خدمت یا معافیت مطالبه کنند حالا اگر تو خیابان از شما طلب کارت پایان خدمت کنند اگر نداشته باشید و مشمول فراری باشید بلافاصله اعزامتون میکنند به خدمت دیگه کار به این ندارند که زن دارید بچه دارید کار دارید و ... پس خیلی مهمه و بهتر حتما اقدام شود . دختران زود وابسته می شوند و زود دلسرد قبل از ازدواج چه چیزی در روابط دو طرفه باعث سردی دختران می شود ؟ مهمترین مسئله تکراری شدن حرفها ، عملها ، واکنشهای متقابل ، دروغ گویی ، آمدن شخصی دیگر و بی اعتمادی این رفتارها در اکثر مواقع باعث دلزدگی دختران می شود اگر دختری از شما سرد شد دیگه ختم اون رابطه رو بخونید و پافشاری نکنید چون نظرشون تغییر نمیکنه البته شاید برای مدتی کوتاه رابطه را ادامه دهند اما این رابطه ختم به خیر نخواهد شد . دخترها و امتحان کردنهای آنها : به طور کلی اکثر دخترها برخی مواقع سیاستهای عجیبی پیاده می کنند که حتی از دست سیاستمداران بزرگ دنیا چنین کاری بر نمی آید از جمله رفتارهای آنها یک دستی زدنها آنهاست ، صحبت کردن راجع به خواستگارهایی که دارند ، سنجش میزان غیرت شما و تعصبات شما و ... پس مواظب باشید اشتباه نکنید زنان در منحرف کردن ذهن شما استادان قابلی هستند و سرعت عمل بالاتری دارند بعضی ها بر این اعتقاداند که چون جنس مونث از هر دو نیمکره مغز خود استفاده میکنند چنین عکس العمل سریعی دارند . قبل از ازدواج چه چیزی در روابط دو طرف باعث سردی پسران می شود ؟ همانچیزی که اکثر پسرها در روابط قبل از ازدواج خواهان آن هستند دقیقا باعث دلزدگی آنها می شود که خود از آن بی اطلاعند میدانید چه چیزی ؟ رابطه جنسی اشتباه نکنید اکثر پسرها اگر عطش جنسیشون تامین شد ادامه رابطه را فقط و فقط مبتنی بر رابطه جنسی می دانند و اینجاست که دوست داشتن و احساسات جای خود را به لذت جنسی و برطرف شدن غریزه جنسی می دهد و دیگر عطشی باقی نمی ماند . این یک مسئله دومین مسئله غر زدن دخترها عدم بی توجهی دختران به احساسات آنها و چندین عامل دیگر . البته خیلی از روابط دوستی که رابطه جنسی هم در انها بوده منجر به ازدواج شده اما این زندگی آن چیزی نبوده که تصور می کردند و بعد از مدتی سردی سراغ آنها می آید . اما اگر پسری از شما سرد شد تلاش خود را بکنید پسرها انعطاف پذیر تر از خانمها میباشند حتی شاید بدون اقدام شما خودشون برگردند . پسرها و امتحان کردنهای آنها : بعضی از آقایون زماین که به یک نفر میگویند مثلا برو ما به درد هم نیمخوریم اونم بعده زدن حرفهایی متفاوت نظیر دوست داشتن و علاقه اکثر مواقع قصد آزمودن شما را دارند که آیا واقعا شما ایشون و دوست دارید یا اینکه منتظر شنیدن چنین حرفی بودید و زود میدان رو خالی کردید البته نا گفته نماند خانمها هم از این سیاست استفاده می کنند اما بیشتر در آقایون بارز میباشد .نکته بعدی اینکه پسرها از ترفندهای دیگری هم برای آزمودن همسر آینده خود استفاده میکنند البته نا گفته نماند در این بین افرادی دست به حماقت هم میزنند بیش از این بحث رو ادامه نمیدم . اگر خواهان یک رابطه گرم مبتنی بر دوست داشتن و عشق و علاقه هستید قبل از ازدواج تکراری نشوید تا به هم نیاز پیدا کنید زمانی که کنار هم هستید افکارتون رو سمت و سوی شهوت نکشونید سعی در شناخت هم داشته باشید اگر هم رو خوب بشناسید و نهایتا کار به ازدواج ختم شود یک عمر برای سایر روابط و حرفهای زیبا که متاسفانه نه انجام میدهید نه میگویید وقت دارید. البته همیشه استثنائ هم وجود دارد .
سلام دوستان عزیز من این مطلب رو از سایتی انتخاب کردم که توسط چند محقق و روانشناس و دکتر اداره میشه عاشقان عیدتان مبارک باد
آنچه دختران تمایل دارند پسران بدانند
این می تواند احساس خیلی از شماها باشد: خسته شده اید. احساس می کنید که هر کاری که لازم است را برای به دست آوردن زنی بااصالت با ویژگی های ممتاز انجام می دهید اما خانم ها به شما جواب نمی دهند. تصور شما این است که خانم ها معمولاً دنبال مردی کامل هستند که در واقعیت وجود خارجی ندارد.
اما اگر از دوستان دخترتان سؤال کنید، مطمئناً پاسخ دیگری دریافت خواهید کرد. درست است که آنها زیبایی ظاهری، جذابیت و رمانتیک بودن را در مرد ایدآلشان دوست دارند، اما آنقدرها هم که شما فکر میکنید درگیر این مسائل نیستند. اگر میخواهید بدانید واقعاً به چه فکر میکنند، به مطالب زیر توجه کنید. کمی احترام بگذارید. وقتی نوبت به احترام گذاشتن به خانم ها می رسد، مردهای ایرانی فرقی با بقیه مردهای جهان ندارند. خانم ها وقتی بشنوند که طرفشان در مورد زنان دیگر غیرمحترمانه صحبت می کند، خیلی سریع عقب می کشند. من با مردان زیادی روبرو بوده ام که به خاطر اینکه علاقه ای به من نداشتند، به خودشان اجازه میدادند که وقتی زن زیبایی می بینند آنها را جذاب قلمداد کنند یا زنانی که جذابیت کمتری دارند را به عناوین ناخوشایند بخوانند. حتی اگر این نحوه صحبت کردن به صورت شوخی هم بیان شود، باز اگر خانم ها ببینند که طرفشان زنان را نوعی شیء قلمداد میکند، آزرده خاطر خواهند شد. مردها به صورت های دیگر هم می توانند احترامشان را به خانم ها نشان دهند. وقتی در را برای خانم ها باز می کنند، به آنها صندلی تعارف می کنند، یا او را تا اتومبیلش همراهی می کنند، در نظر خانم ها بسیار مؤدبانه می آید. اکثر مردها وقتی با یک خانم قرار ملاقات میگذارند، چنین رفتارهایی از خود نشان می دهند، اما با دوستان دختر معمولیشان چنین برخوردی ندارند. با همه مهربان باشید. ممکن است تعجب کنید اگر بفهمید که خانم ها شما را حتی در عادی ترین برخوردهایتان با دیگران هم ارزیابی می کنند. آنها نه تنها به رفتار شما با خودشان، بلکه به نحوه برخورد شما با دیگران هم توجه می کنند. مهربانی، بخشندگی، و خدمت رسانی، از دیدگاه آنها خصوصیاتی قابل تحسین است. به دنبال مشاوره و راهنمایی های معنوی باشید. خیلی از مردها از اینکه میبینند خانم ها به دنبال مردان باایمان و معنوی هستند تعجب می کنند. آنها تصور می کنند که ایدآلی که خانم ها دنبال آنند، وجود ندارد اما من از زبان خانم های زیادی شنیده ام که این ویژگی برایشان از اهمیت بسیار بالایی برخوردار است. خانم ها معتقدند که افراد باایمان و متقی، در ازدواج هم کمتر مرتکب گناه می شوند و بیشتر می توان به آنها اعتماد کرد. خانواده تان را دوست داشته باشید. خانم ها همچنین به نحوه برخورد آقایون با مادر، خواهر و حتی مادربزرگشان هم دقت میکنند. آنها از اینکه می بینند مردی با زنان خانواده خود نیز رفتار خوبی داشته و به آنها علاقه دارد، احساس امنیت بیشتری میکنند و تاحدودی مطمئن می شوند که با آنها نیز رفتاری پایین تر از آن نخواهند داشت. ازدواج را جدی بگیرید. برای خیلی از آقایون، ازدواج چیزی است که هیچوقت از آن صحبت نمی کنند. حتی اگر در خیالشان باشد که یک روز ازدواج کنند، معلوم نیست که هیچ برنامه ای برای آن داشته باشند. یکی از دوستان من یکسال پیش ازدواج کرد. کمی بعد از ازدواجشان اتفاقی برای آنها افتاد که مجبور می شدند به فرانسه رفته و آنجا زندگی کنند. بعد از سه ماه دیدم که آماده رفتن شده اند. وقتی از او پرسیدم که چطور به این سرعت توانستند مشکلات مادیشان را حل کرده و برنامه رفتن را جور کنند، دوستم رازی را با من در میان گذاشت. او گفت که همسرش از سالها قبل از ازدواج برای زندگی خانوادگی خود در آینده پس انداز میکرده است، به همین ترتیب بوده که توانسته بود بدهی شهریه دانشگاه او و همچنین ماشین های هردوشان را بپردازد. من واقعاً چنین دوراندیشی را تحسین می کنم. بااینکه همه ی آقایون ممکن است قادر به رسیدن به چنین اهداف مالی نباشند، اما برداشتن قدم هایی کوچک هم که به خانم ها نشان دهد خود را برای ازدواج آماده می کنند، هم خوب است. یکی دیگر از نشانه های میل به ازدواح، آمادگی پذیرفتن مسئولیت است. خیلی از مردها می خواهند با همان آزادی و بی بند وباری که در دوران دانشگاه داشتند، تا آخر عمر زندگی کنند و از قبول مسئولیت های جدید سر باز می زنند. این آدم ها باید بدانند که خانم ها دنبال یک پسربچه نیستند، آنها دنبال مرد زندگیشان هستند، کسی که بتواند از آنها حمایت کرده و از خیلی جهات تامینشان کند. پیشقدم شوید. وقتی از خانمی خوشتان می آید و احساس او را نسبت به خودتان نمی دانید، این شما هستید که باید پیشقدم شوید. خیلی از مردها را می شناسم که از روی غرور هیچوقت جلو نمی روند و از باب آشنایی را با زن مورد علاقه شان باز نمی کنند. خیلی دیگر از اینکه طرف مورد نظر دست رد به سینه شان بزند می ترسند و جلو نمیروند. گروه اول باید بدانند که با غرور هیچوقت به آنچه میخواهند، نمی رسند و گروه دوم هم باید به خدا توکل داشته باشند و بدانند اگر خواست خدا در آن باشد، حتماً موفق می شوند. ریسک کنید. خیلی اوقات مردها باعث می شوند که رابطه شان بر هم بخورد چون وقتی که نوبت به تصمیم گیری می رسد، اقدامی نمی کنند. آنها باید بدانند که شجاعت و جسارت مردان برای خانم ها ارزش زیادی دارد. با طرفتان روراست باشید و حرفی که می خواهید بزنید را بدون این پا و اون پا کردن به او بگویید. رک و راست بودن همیشه مورد تحسین خانم ها بوده است. شما آقایونی که فکر میکنید خانم ها به دنبال مرد کامل و رویایی توی قصه ها هستند، بدانید که اشتباه می کنید. شما تصور درستی از خواسته های خانم ها ندارید. آنها به دنبال مهربانی و محبت، احترام و توجه، و صداقت و ابتکار عمل هستند. آنها به دنبال آن مرد کاملی هستند که درون شما وجود دارد، پس معطل نکنید. |
|

